ماموگرافی اپتیک: تکنیکی جدید جهت نشان دادن ضایعات پستان در زنانی که یافته های تصویری مبنی بر حضور ضایعات درجه 4 تا 5 BIRADS غیر قابل لمس دارند: نتایج BIRADS

(Brest Imaging Reporting  and Data system)

خلاصه:

هدف این مطالعه آینده نگر این است که کارآمدی تشخیص تصویر برداری به روش جذب نور نزدیک به مادون قرمز در پستان را در بیماران دارای سیستم اطلاعات وگزارش های تصویر برداری پستان  BIRADS مبنی بر درجه 4 تا 5  ضایعات غیر قابل لمس بر اساس بیوپسی که به وسیله روش های پاتولوژی بعد از بیوپسی هسته ای یا بیوپسی اکسزیونال به عنوان مرجع به دست آمده است بررسی نماید،پستان بیمار در وضعیتی خاص در صفحه ای از دیودهای متصاعد کننده نور قرمز (mm640  ) قرار می گیرد.

نور عبور داده شده به وسیله یک دوربین CCD دریافت می شود.کل دوره 1 دقیقه طول می کشد. پروسه تصویری، تصاویری دینامیک تهیه می کند که در مدلی رنگی نشان داده می شود، تا تغییرات ناشی از گذران زمان در شدت نور گذر داده شده را (که به وسیله تغییرات فشار ایجاد شده اند) اصلاح نمایند. منحنی های دینامیک در دو گروه طبقه بندی می شوند: شدت های ثابتاً کاهش یابنده که مشکوک به بدخیمی اند، و شدت های افزایش یابنده سینوسی که به عنوان موارد خوش خیم شناخته می شوند.  78 بیمار که جهت توده های غیر قابل لمس پستان مورد مشاهده قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. تصحیح تصویر برداری به بافت شناسی جهت 72 بیمار صورت گرفت و 6 بیمار به دلیل تکنیکی از مطالعه کنار گذاشته شدند. حساسیت کل 73% و ویژگی حدود 38% تجربه شد. نتایج منفی کاذب اصولاً به اندازه کوچک (زیر 10 میلی متر) بودند که ضایعات بدخیم اینفیلترایتو و کارسینوم داکتال درجا (  DCIS) بودند. نتایج مثبت کاذب در ضایعات پرولیفراتیو خوش خیم دیده شد. تصویر برداری نوری دینامیک پستان روشی جدید، کم هزینه، غیرتهاجمی است که نوع جدیدی از اطلاعات را درباره فیزیولوژی ضایعات پستان ارائه می دهد. جذب حاصله در نتیجه هموگلوبین و محصولات آن است، بنابراین نتیجه وضعیت عروقی تومورهای پستان را نشان می دهد.

مقدمه:

سرطان پستان، بعد از سرطان ریه، دومین علت مرگ ومیر به دلیل سرطان در زنان است. ماموگرافی روش تصویربرداری استاندارد جهانی جهت مشخص نمودن و تشخیص دادن تومورهای پستان است، سایر روش های تصویربرداری مورد استفاده در کنار ماموگرافی و معاینه بالینی، به طور عمده سونوگرافی و MRI هستند. « سی تی اسکن» و « سنتی ماموگرافی به وسیله ماده حاجب سستامیبی» دربعضی موارد خاص مورد استفاده قرار گرفته اند، امابه طور معمول انجام نمی گیرند.

یک سیستم تصویربرداری به کمک نور که تغییرات بسیار جزئی فیزیولوژیک در بافت را تشخیص دهد، می تواند امکانات قراردادی ارزشمندی را به تصویر برداری پستان بیافزاید. به طور کلی، تصویربرداری اپتیک می تواند فعالیت بافتی را به وسیله ضربانات نور مادون قرمز با چگالی پایین، دربافت مورد تصویر برداری نشان دهد. مجموعه ای از گیرنده ها مقدار نور رسیده به خودشان و زمان گذر این نور از بافت را ثبت می کنند. این اندازه گیری ها وسعت این مسئله که کدام نور پراکنده شده و کدام نور جذب گردیده را مشخص می کند. این تصاویر به علت تغییرات رخ داده به علت حضور خون اکسیژنه یا بدون اکسیژن، اتفاق می افتند.

اطلاعات جمع آوری شده را می توان جهت نشان دادن میزان اکسیژن رسانی و جریان خون منطقه مورد مطالعه، استفاده نمود. اطلاعات فیزیولوژیک مستقیماً وابسته به میزان رگ دار بودن تومور و نیز مقادیر اکسیژن آن می باشد و همه اینها به روشی کم هزینه، غیریونیزه وغیرتهاجمی به دست آمده است. تظاهرات اصلی این روش، اطلاعاتی فضایی- محدود به علت انتشار ذرات نور هستند که تصاویری دارای وضوح بالا از عروق خونی پستان به دست می دهند و طیفی از اطلاعات را فراهم می کند که اجازه اندازه گیری عملی اکسیژن رسانی، غلظت هموگلوبین، و محتوای آبی و چربی بافت را مقدور می سازند. بدخیمی ها به طور عمده دارای حجم بیشتری خون هستند در حالی که بافت های خوش خیم خون کمتر و نیز خون اکسیژنه کمتری دارند.

هردو این نشانه ها را می توان با روش تصویر برداری اپتیک مشخص نمود. وقتی یک طول موج منفرد مورد استفاده قرار می گیرد، مقدار جذب نوری، که نشان دهنده میزان رگ دار بودن تومور است را می توان ارزیابی کرد. بنابراین ، این تکنیک می تواند اطلاعات اضافی درباره تشخیص و مشخص نمودن ضایعات پستان از طریق افزایش میزان عروق، فراهم آورد. نواحی بافتی هیپوکسیک، قویاً نشان دهنده حضور یک بدخیمی زمینه ای هستند. 

MRI پستان همین اطلاعات را فراهم می آورد اما هزینه بسیار بیشتری دارد. این روش قطعی در بسیاری از مطالعات استفاده شده است. تصویر برداری اپتیک به وسیله ماموگرافی و یافته های سونوگرافی اصلاح شده است و تأیید به وسیله پاتولوژی نیز انجام گرفته است. با این حال، این مطالعات به طور خاص بر روی مطالعه ضایعات غیر قابل لمس پستان به وسیله تصویر برداری اپتیک تمرکز نداشته اند.

در میان انواع مختلف روش های تصویر برداری اپتیک پستان که امروزه تحت مطالعه هستند، تصویر برداری اپتیک دینامیک پستان ، روشی نوآورانه برای مشخص ساختن و تشخیص عروق در ضایعات پستان است.

هدف این مطالعه آینده نگر این است که کارآمدی تشخیص این روش را در زنانی که دارای گزارشات تصویر برداری مبنی بر ضایعات غیر قابل لمس پستان با درجه (BIRADS  ) 4 تا 5 هستند، (یعنی مواردی که قبلاً دچار بیوپسی مرکزی و بافت شناسی پاتولوژیک قرار گرفته اند) را مورد بررسی قرار می دهیم. قابلیت این روش قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته است، بنابراین در این همبستگی، مطالعه ما صرفاً  برروی حساسیت و ویژگی ماموگرافی اپتیک تمرکز دارد.

راه و روشها

در بین نوامبر 2004 و نوامبر 2005 تعداد کلی 78  زن (سن بین  41  تا  72  سال) در این مطالعه شرکت داده شدند. همه آنها مبتلا به تومورهای غیر قابل لمس، با درجه  4  تا  5  سیستم درجه بندی BIRADS بودند که بوسیله ماموگرافی و یا سونوگرافی مشخص شده بودند و برای بررسی بیشتر به انستیتو ارجاع داده شده بودند.

موارد زیر از مطالعه حذف شدند :

·         جراحی یا رادیوتراپی پستان طی یکسال قبل از تاریخ انجام اسکن اپتیک

·         بیوپسی مرکزی یا اکسزیونال پستان طی 3 ماه گذشته.

·         آسپیراسیون سوزنی پستان (FNA) طی یک ماه گذشته.

·     بیماران دارای پستان های کوچک ، و سفت که امکان حالت دهی جهت انجام اسکن اپتیکال(ماموگرافی اپتیک) را نداشته اند (بر اساس قضاوت تکنسین انجام دهنده اسکن)

·         بیماران مورد درمان جایگزین هورمونی قرار گرفته طی 30  روز اخیر (تغییرات در درمان هورمونی)

·         بیماران داری پستان های التهابی و یا بیماری پوستی.

پس از کسب اطلاعات لازم، از بیماران رضایتنامه کتبی اخذ شد. اسکن تصویربرداری اپتیک پستان در همان روز صورت گرفت (درست قبل از اینکه هر گونه برنامه یا پروسه مداخله ای خاصی در مورد این زنان صورت گیرد (بیوپسی یا مشخص کردن دقیق محل بوسیله wire-hook ) )

پروسه انجام گرفته بصورت زیر بود :

پستان در وضعیت سری-دمی قرار داده شد و تحت فشار قرار گرفت. یک صفحه نرم با فشار یکنواخت (mmHg 10 ) را بر روی پستان وارد نموده ، تا استرومای عروقی غیر الاستیک از موارد غیر طبیعی بهتر افتراق داده شوند. بر اساس مقالات موجود ، تغییرات فیزیولوژیک ناشی از فشار در پستان بارز هستند و باید در مورد زنان که مورد تصویربرداری اپتیک قرار می گیرند، محاسبه شود.

نوری نزدیک به نور مادون قرمز محدوده  640 نانومتر بوسیله دیودهای متوسط 127  نور (LED) منتشر شد و در بافت پستان نفوذ کرده و پخش شد. تنظیم LED جهت بدست آوردن بیشترین میزان شدت نور درمنطقه مورد نظر، بر اساس محل ضایعه طبق یافته های ماموگرافی و یا سونوگرافی صورت گرفت. یک فلش از محل نیپل تا منطقه مورد نظر کشیده شد تا محل ضایعه مشخص باشد. تمام تنظیمات بر اساس بهترین انتشار نور مادون قرمز و بهترین میزان جذب صورت گرفت. یک سیستم دوربینی سیگنال های متصاعد شده از سطح پستان را دریافت نمود تا تصویر دیجیتال پستان را در زمان پروسه تصویربرداری تشکیل دهد (اندازه هر پیسکل 4763/0  میلیمتر). چندین تصویر در هر ثانیه بوسیله دوربین CCD برای حدود 45 ثانیه ثبت شد و جهت درمان های تصویربرداری بعدی استفاده شود. (شکل 1). زمان کل پروسه صورت گرفته 70 ثانیه بود. همه بیماران تأکید نمودند که کل مراحل به خوبی قابل تحمل بوده است.

در پایان انجام اسکن دینامیک نوری ، سه نوع مختلف از تصویر در صفحه مونیتور دستگاه نشان داده شد ( شکل 2 ) : از سمت راست بالا تا سمت چپ بالا ، اولین تصویر یک تصویر با زمینه خاکستری است که به تصویر «ماسک» مرتبط است ، در این تصویر پخش عروق در داخل پستان نشان داده شده است ، تصویر وسط که رنگی است نشان دهنده نیمه پایین پستان است و تصویر سمت راست ، که آن هم رنگی است نشان دهنده نیمه بالایی پستان است. جذب نوری بر اساس نسبت هموگلوبین بر داکسی هموگلوبین متغیر است و در نتیجه یک ارزیابی از وضعیت عروقی پستانی زمینه ای را نشان می دهد.

در 6 مورد از 78 مورد وارد مطالعه شده، اسکن انجام شده بی اعتبار بود ، که علت اصلی آن محدودیت به دلایل مشکلات نوری دستگاه بود. در نهایت 72 بیمار وارد بررسی اصلی شدند.  40 بیمار دارای ضایعات درجه  4  BIRADS و 32 بیمار دارای ضایعات درجه 5  BIRADS بودند. چگالی پارانشیم پستان در تصاویر ماموگرافی بر اساس  طبقه بندی سیستم BIRADS ارزیابی شدند [چگالی از  0 (کاملاً چربی دار ) تا 4 ( کاملاً فیبروگلندولار)] ارزیابی اسکن نوری بر پایه  3  پارامتر صورت گرفت :

·    حضور یک پر رنگی زود هنگام ، کانونی و آبی در ناحیه مورد مطالعه ، که مطرح کننده ضایعه ای زمینه ای با مرکزیت قوی داکسی هموگلوبین است.

·    شدت پیکسل ناحیه کانونی پررنگی آبی بوسیله نرم افزار  مورد محاسبه قرار گرفت. عدد بالا ، معمولاً اعداد بالای  90  ، مطرح کننده جذب نوری بالا بودند. این آستانه خاص بر اساس مطالعات منتشر شده قبلی تعیین شد که در آنها غلظت هموگلوبین تام و هیپوکسی تومور ، از طریق توزیع اکسی هموگلوبین و داکسی هموگلوبین محاسبه شده بود. اثبات شده بود که این توزیع ها همبستگی بسیار زیادی با بدخیم بودن ضایعات دارند. غلظت متوسط هموگلوبین در حد  95  میکرو مول در لیتر به عنوان آستانه جداسازی ضایعات بدخیم از ضایعات خوش خیم بکار گرفته شد.

·    نوع انحنای تمپورال درمنحنی های دینامیک که در ادامه به طیف منفی کاهش یابنده پایدار و طیف مثبت افزایش یابنده سینوسی تقسیم بندی می شود.

یک امتیاز عددی به عنوان سطح شک برانگیزی (LOS) بر اساس این اجزا و در نظر داشتن شدت و رنگ قطبیت نواحی پررنگی و شکل منحنی های دینامیک به شکل زیر محاسبه گردید :

LOS = (2× P) + (2.5 × S) + (0.5 × I) – (1 × A)

در این فرمول P. قطبیت رنگ (قرمز، نارنجی، آبی ) ، S. شکل منحنی دینامیک، I. شدت حداکثر و A. ناحیه مورد نظر بر حسب سانتی متر مربع است.

امتیاز بیشتر از 5  به عنوان مشکوک در نظر گرفته می شود. تمام موارد فوق با ارزیابی پاتولوژیك مطابقت داده شد.

نتایج :

یک آنالیز هستیولوژیک نشان داد که 49 مورد از 72 مورد ، بدخیم هستند. این موارد شامل  31  مورد از موارد BIRADS 5 و 18 مورد از موارد BIRADS 4 بود.

در بین این 49 کارسینوما ،  17  مورد کارسینوم داکتال این سایتو  درجه (DCIS) و   32  مورد کارسینوم ارتشاحی داکتال یا لبولار ILC)  یا IDC ) بودند. 23  مورد در بافت شناسی موارد خوش خیم یا ضایعات پر خطر بودند، این موارد شامل تغییرات فیبروکیستیک آدنوزیس اسکلروزان ، هیپرپلازی آتپیک و یا اسکارهای رادیال می شوند. این 23  مورد شامل  1  مورد BIRADS 5 و 22 مورد BIRADS 4 بودند.

تصویربرداری دینامیک اپتیک پستان در 41 مورد مثبت بود. در بین اینها  30 مورد ضایعات بد خیم و  11  مورد ضایعات پرولیفراتیو گزارش شد. مورد  1  یک ضایعه BIRADS 5 معمولی را که تصویربرداری اپتیک آن مثبت بوده نشان می دهد : ( عكس های 3a و 3b ) ماموگرافی یک اپاسیته مدور با حاشیه نامنظم رانشان می دهد که در سونوگرافی بصورت یك ندول هیپواکو و نامنظم دیده می شود. تصاویر بررسی دینامیک نوری قویاً مطرح کننده بد خیمی زمینه ای است، که بصورت یک منطقه هیپوکسیک به رنگ آبی همراه با منحنی های دینامیک منفی دیده می شود. این ضایعه در بافت شناسی یک کارسینوم داکتال مهاجم گزارش شد.

یافته های اپتیک در ضایعات پرولیفراتیو خوش خیم متفاوت بودند، در این موارد نواحی پرعروق به اندازه ی تومورهای هیپرمتابولیک بدخیم، هیپوكسیك نبودند که نشان دهنده میزان بیشتری از اکسیژن است. «پر رنگی » زود هنگام در موارد خوش خیم بصورت یک ناحیه قرمز رنگ نشان داده می شود و منحنی های دینامیک محاسبه شده در محدوده مثبت بودند.

مورد  2  یک اسکار رادیال را نشان می دهد که در ماموگرافی بصورت یک به هم ریختگی قوسی شكل در ¼ داخلی پستان دیده می شود.سیگنال اپتیک مثبت بود و دارای متوسط جذب بالا بود ، اما منطقه مورد نظر بصورت یک ناحیه قرمز رنگ دیده شد. منحنی های دینامیک دارای زمینه مثبت بودند که علت آن زمینه هیپومتابولیک بود.

اما قویاً هیپوکسیک نبود. تغییرات تصاویر اپتیک احتمال یک ضایعه خوش خیم پستان را دارند.

در  31 مورد باقی مانده ، استفاده از روش اپتیک منفی بود، و هیچ سیگنالی درناحیه مورد نظر دیده نشد. با این حال،  19  مورد از موارد منفی تصویربرداری اپتیک در بافت شناسی به عنوان بدخیم تشخیص داده شدند. اکثریت موارد ( 11  مورد از 19 مورد) بصورت DCIS با اندازه کوچک (در طبقه بندی از  10 میلیمتر بیشتر نبودند ) و درجه پایین یا متوسط بودند. تشخیص کارسینوم داکتال این سایتو به روش اپتیکال مشکل است؛ حتی وقتی که از فیلترهای با کیفیت تصویری بالا استفاده شد ( عكس های 6a و 6b ). مورد  3 یافته های ماموگرافی یک DCIS را نشان می دهد که بصورت میکروکلسیفیكاسیون های خوشه ای ونامنظم در یك چهارم خارجی پستان دیده می شود. بررسی اپتیکال نشان دهنده این است که هیچ سیگنال خاصی در ناحیه مورد نظر اخذ نشده است.  8 کارسینومای ارتشاحی به روش تصویربرداری اپتیک تشخیص داده نشدند ، آنها شامل ضایعات کوچکی بودند که قطر آنها در ماموگرافی و سونوگرافی از  9  تا  10 میلیمتر تجاوز نمی کرد و همگی در پاتولوژی معادل با grade I  گزارش شدند.

از 72 بیمار مورد بررسی، 11  مورد مثبت كاذب و  19 مورد منفی کاذب توسط ما تجربه شدند. حساسیت و ویژگی به ترتیب 73 % و 38 % بودند. به نظر می رسد حساسیت به میزان معناداری بوسیله چگالی پستان متأثر نمی شود.

بحث

بیولوژی مولکولی شامل فاکتورهای رشد عروقی می باشد که مسئول تکامل استرومای غیر طبیعی عروق تومور می شوند. تشکیل عروق جدید یکی ازنشانه های فعال بودن مولکول است و به دقت نمایانگر مرحله مولکولی حاضر و توانایی تهاجمی بودن ضایعات بدخیم است. تصویربرداری از تشکیل عروق جدید (نئوآنژیوژنز) اصولاً نیازمند پروسه های رادیولوژیک تهاجمی مثل آرتریوگرافی پرکوتانه پس از کاتتریزاسیون عروق محیطی، یا آنژیوگرافی بوسیله سی تی اسکن و MRI پس از تزریق داخل وریدی یک ماده حاجب مناسب (یدین یا گادولینیوم) می باشد.

به  علاوه در تمام مواردی که یک ماده حاجب استفاده می شود، باید یک رگ مناسب محیطی را تعبیه نمود که جدا از آزاردهنده بودن موضوع، هزینه های این روش ها و نیز موارد ممنوعیت خاص مانند آلرژی یا ترس از این روشها ، منجر به انجام این پروسه ها به گونه ای غیر ایده آل شده است.

اخیرا ماموگرافی به روش نوری به عنوان یک روش بالقوه و نوآورانه جهت تصویربرداری  و هدف قرار دادن و تشخیص و در صورت امکان مشخص نمودن نوع استرومای عروقی بافت های طبیعی و غیر طبیعی بکار گرفته شده است. در موجود زنده  (invivo) و در آزمایشگاه (ex vivo ). مطالعات بی شماری صورت گرفته اند تا اعتبار و سهولت این روش را بررسی و حساسیت آن را ارزیابی نمایند. در موجودات زنده ، روش تصویربرداری نوری به میزان گسترده ای در ضایعات بافت پستان بکار گرفته شده است. علت اصلی این امر ، حجم کوچک پستان و سطحی بودن نسبی ضایعات در مقایسه با سایر ارگانهای عمیق داخل شکم است. زیرا نور هرگز نمی تواند به راحتی به هدف های عمقی نفوذ نماید و هموگلوبین شدت کافی را حفظ کند. ارزشمند است که به این مسئله توجه کنیم که ماموگرافی اپتیک تقریبا به میزان گسترده ای از تشعشع نور مادون قرمز ( طیف  640 تا 800 نانومتر بر اساس مطالعات مختلف نشر شده بصورت مقالات ) استفاده می کند. عروق خونی و نواحی غنی از رگ تصاویر دارای کنتراست نوری بالا ایجاد می کنند که علت این مسئله جذب افزایش نور مادون قرمز است. و لذا در نهایت شکل فضایی منحصری ایجاد  می نمایند. الگوریتم های مختلف آنالیز کمی تصاویر اخذ شده را مقدور نموده اند (چه استاتیک و چه دینامیک) که پایه اصلی اینها تخمین غلظت هموگلوبین و اکسیژن دار بودن است ، که یک سری اطلاعات رنگی را به ما می دهد.

امروزه مقالات نقش مطمئن ماموگرافی را ثابت نموده اند که به تنهایی یا در ترکیب با امکانات تصویربرداری تهاجمی  یا غیر تهاجمی مانند سونوگرافی و یا MRI به کار گرفته شده است. اگر چه مطالعات زیادی که بر اساس تصویربرداری نوری مادون قرمز پستان در بیماران دارای ضایعات پستان با درجه  4 و 5  BIRADS باشد وجود ندارد. این نتایج منعکس کننده انجام تصاویر نوری بر اساس سه مرحله متفاوت از آنژیوژنز تومور بود. تشخیص کار سینوم داخل مجرایی بسیار سخت بود که علت آن فاکتورهای متعددی است با ضایعه بدخیم که به غشای پایه محدود باشد. ممکن است به طور اولیه ساختار فیزیکی را تحت تأثیر فرار ندهد ، در حالی که ضایعات مهاجم تر این کار را می کنند. عامل دیگر احتمالاً این است که آنژیوژنز در مراحل ابتدایی کارسینوم داکتال در جا یعنی زمانی که تومور محدود به مجرا است کمتر پیشرفت نموده است. با این حال باید متذکر شدیم که سیگنال مشکوک در ضایعات DCIS  هر چه سطح دارای میکرو کلسینیکاسیون بزرگ تر باشد راحت تر قابل تشخیص است که این امر اصولا به این علت است که DCIS های بزرگتر اغلب بیشتر با تهاجمات کوچک همراه هستند.

کارسینوماهای ارتشاحی اگر اندازه بزرگتر از 1 سانتی متر داشته باشند راحت تر تشخیص داده می شوند و در اکثر موارد سیگنال جذب نوری از انذازه تومور در سایر روشهای قرار دادی ( ماموگرافی و سونوگرافی ) بزرگ تر بود. این مسئله به پراکنده شدن نور و یا به هیپرواسکولاریزه شدن بافت پستان درپاسخ به عوامل التهابی در مجاورت تومور نسبت داده شده است. ما موردی را تجربه کردیم ( شکل 7a و 7b ) که ماموگرافی غیر تشخیصی بود و سونوگرافی یک ضایعه غیر اختصاصی هیپوژیک میکرولبوله را نشان داده بود که بطور اولیه به عنوان یک ضایعه پیچیده کیستیک تشخیص داده شده بود. با این حال ما یافتیم که این ضایعه در ماموگرافی اپتیک مشکوک گزارش شده است و تصویر آن بصورت یک تمایل رو به پایین با منخنی دینامیک بدخیمی های لبولار به عنوان ضایعات مخفی شناخته می شوند و به علت الگوی خاص و انتشار شان به بافت اطراف به سختی در روش های ماموگرافی تشخیص داده می شوند. در این مورد تصویربرداری اپتیک دارای اهمیت خاصی بود زیرا شک به یک ضایعه که به روش دیگر  غیر قابل تشخیص بود را برانگیخته بود. مشخص است که تعدادی از بدخیمی ها در مطالعه اولیه ما تشخیص داده نشدند این نتایج ابتدایی نسبتًا اطمینان دهنده بودند به خصوص اگر این روش به عنوان یک روش تکمیلی با روش دیگر بکار رود می تواند درجه شک به ضایعات غیر قابل پستان را افزایش دهد. از انجا که در بروز سرطان پستان هیچ گونه کاهشی قابل مشاهده ای دیده نشده است هر شیوه تصویربرداری جدیدی که برای تکمیل روشهای قبلی استفاده شود می توان قابل توجه باشد.

این امر هنوز یک کار در حال پیشرفت است. سیستم نرم افزاری و پارامترهای اندازه گیری در حال بهتر شدن و کاربردی تر شدن هستند. امکانات بالقوه با لینی شامل اطلاعات اضافی درباره تشخیص ضایعات غیر قابل لمس پستان ونیز پایش پاسخ دهی تومور به یک شیمی درمانی می باشند. ماموگرافی اپتیک جهت این هدف هم ارزیابی شده و نتایج خوبی را به همراه داشته است. مطالعات بیشتر و تقویت نمودن ادامه دار این سیستم جهت ارزیابی بهتر و کاربرد بهتر بالینی این روش جدید ضروری می باشند.

 

جمع بندی

نتایج اولیه این مطالعه نشان دهنده این مسئله است که ماموگرافی اپتیک دینامیک یک روش نوآورانه ،ساده ، قابل تحمل ، و عاری از یونیزه کردن بافت است که میتواند در کشف نواحی پستان هیپرمتابولیک و هیپوکسیک که مشکوک به بدخیمی( توده های غیر قابل لمس در موارد DCIS 4 و 5 ) هستند. مورد توجه قرار گیرند.

با این حال ، بهتر نمودن تکنیک در آینده و مطالعات بزرگتر مورد نیاز است تا هر گونه کاربرد بالینی محتمل را شرح دهند.